‏..

متن مرتبط با «نبودند» در سایت ‏.. نوشته شده است

که جز پز دادن هیچ بلد نبودند

  • نیلوبلاگ

    که جز پز دادن هیچ بلد نبودند مادر زن کدخداهم به سختی مرد...یک حیاط بزرگ داصتند که یک خانه ی آجری چهار اتاقه بود که یکیش آشپزخانه بود..جلویش هم یک خانه بزرگ جدید داشتند.پدربزرگ یک طرف حیاط را درخت کاشته بود آن طرفش هم یک اتاق مکعب مستطیل بزرگ بود که سقفش خیلی تا زمین ارتفاع داشت که طویله گاوهایش بود. حیاط سه در داشت دو در روبه کوچه که البته بغل یکی از درها ،در کاهدانی گاوهابود..درسوم داخل حیاط بود که به خانه ی دایی بازمیشد..آنجاکه اصلا نمیرفتم جز شش سالگی که کدخدا زنش را انداخته بودبیرون و زنش رف...

    ادامه مطلب